در تاریخ تعامل خدا با انسان، بارها اتفاق افتاده است که یک شیء، نماد یا مناسک مقدس که در ابتدا به دستور مستقیم خداوند و برای هدفی عالی (مانند شفا، نجات یا یادبود) داده شده بود، به مرور زمان توسط انسان‌ها تغییر کاربری داده و جای خودِ خدا را گرفته است. این پدیده که می‌توان آن را «پرستش وسیلۀ خدا به جای خودِ خدا» نامید، یکی از هشدارهای جدی و تکرارشونده در کتاب مقدس است.

در این مقاله، با بررسی ماجرای مار برنزی و نمونه‌های مشابه دیگر در کتاب مقدس، به تحلیل این انحراف روحی و راه‌حل‌های ارائه شده برای آن می‌پردازیم.

۱. ساخت مار برنزی: فرمانی برای شفا و آزمایش ایمان

در دوران سرگردانی بنی‌اسرائیل در بیابان، نااطاعتی و ناسپاسی قوم باعث شد مارهای زهرآگین در میان آنان ظاهر شوند. پس از توبۀ مردم، خداوند به موسی دستور داد تا وسیله‌ای برای نجات آنان بسازد:

«پس خداوند به موسی گفت: ماری از برنز بساز و آن را بر سر تیرکی نصب کن؛ آن‌گاه هر که گزیده شده باشد، چون به آن بنگرد، زنده خواهد ماند. پس موسی ماری از برنز ساخت و آن را بر سر تیرکی گذاشت؛ و چنان شد که اگر ماری کسی را می‌گزید، چون به آن مار برنزی می‌نگریست، زنده می‌ماند.»

(اعداد ۲۱: ۸-۹)

این مار برنزی خودش هیچ قدرت جادویی یا شفادهنده‌ای نداشت؛ بلکه نگاه کردن به آن، آزمایشی برای اطاعت و ایمان قوم به وعدۀ خداوند بود.

نمادشناسی در عهد جدید

قرن‌ها بعد، عیسی مسیح به همین واقعه اشاره کرده و آن را نمادی از رسالت و فداکاری خود بر روی صلیب دانست:

«همان‌گونه که موسی آن مار را در بیابان برافراشت، پسر انسان نیز باید برافراشته شود، تا هر که به او ایمان آورد، حیات جاویدان داشته باشد.»

(انجیل یوحنا ۳: ۱۴-۱۵)

۲. در هم شکسته شدن مار برنزی وقتی نماد تبدیل به بت می‌شود

با گذشت حدود ۷۰۰ سال از زمان موسی، بنی‌اسرائیل این شیء یادبود را از معنای اصلی‌اش تهی کردند. آن‌ها مجسمه برنزی را «نِحُشتان» (به معنی تکه‌ای برنز/مفرغ) نامیدند، برای آن بخور می‌سوزاندند و آن را می‌پرستیدند.

در زمان سلطنت حِزِقیا (پادشاه اصلاح‌طلب یهودا)، او تصمیم گرفت برای بازگرداندن پرستش راستین، تمام مظاهر بت‌پرستی را نابود کند:

«او مکان‌های بلند را برچید، ستون‌های یادبود را بشکست و تمثال‌های آشِراه را قطع کرد. او همچنین مار برنزی را که موسی ساخته بود خرد ساخت، زیرا تا آن زمان بنی‌اسرائیل برای آن بخور می‌سوزاندند؛ و آن را نِحُشتان نامیدند.»

(کتاب دوم پادشاهان ۱۸: ۴)

حزقیا با خرد کردن این شیء مقدس تاریخی به مردم یادآوری کرد که این مجسمه چیزی جز «یک تکه فلز» نیست و هیچ‌کس نباید وسیلۀ خدا را به جای خودِ خدا بپرستد.

۳. نمونه‌های دیگر در کتاب مقدس بیان شده است

ماجرای مار برنزی تنها نمونه از این دست نیست؛ در بخش‌های دیگر کتاب مقدس نیز شاهد رفتارهای مشابهی هستیم:

الف) تابوت عهد به‌عنوان طلسم جنگی

تابوت عهد نماد حضور و عهد خدا با قوم بود. اما بنی‌اسرائیل در جنگ با فلسطینیان، به جای توبه و طلب هدایت از خدا، تابوت را مثل یک «طلسم جادویی» به میدان جنگ آوردند:

«چون تابوت عهد خداوند به خیمه‌گاه رسید، تمامی اسرائیل بانگ شادی عظیمی برآوردند… اما فلسطینیان جنگیدند و اسرائیل شکست خورد… و تابوت خدا به غنیمت گرفته شد.»

(کتاب اول سموئیل ۴: ۵ و ۱۰-۱۱)

خداوند اجازه داد تابوت به غنیمت برود تا به قوم ثابت کند قدرت در خودِ صندوقچه نیست، بلکه در حضور و اطاعت از خدای زنده است.

ب) «افود» ساخته‌شده توسط جدعون

جدعون پس از پیروزی بر دشمنان، از طلاهای به غنیمت گرفته شده یک جامه کاهنی (افود) ساخت و در شهر خود قرار داد:

«و جدعون از آن طلا افودی ساخت و آن را در شهر خود عفره قرار داد؛ و تمامی اسرائیل در آنجا با پیروانش به زنای روحانی افتادند و آن برای جدعون و خاندانش دامی شد.»

(کتاب داوران ۸: ۲۷)

ج) پرستش ظاهرِ معبد و مناسک خشک

در زمان ارمیا پیامبر، مردم اخلاق و عدالت را رها کرده بودند اما به ساختمان معبد افتخار می‌کردند:

«به این سخنان دروغین اعتماد نکنید که می‌گویند: این است معبد خداوند، معبد خداوند، معبد خداوند!»

(کتاب ارمیا ۷: ۴)

همچنین عیسی مسیح رهبران مذهبی عصر خود را سرزنش کرد که شریعت و روز سبت  را به امری سخت‌گیرانه و بت‌گونه تبدیل کرده‌اند:

«سبت برای انسان ساخته شد، نه انسان برای سبت.»

(انجیل مرقس ۲: ۲۷)

چرا ذهن انسان به سمت بت‌سازی از وسایل مقدس می‌رود؟ زیرا انسان متمایل به «ملموس‌سازی» است. ارتباط برقرار کردن با یک شیء، یک ساختمان، یک ساختار مذهبی یا یک نماد ظاهری، بسیار آسان‌تر از زیستن در ایمان و اطاعت از خدای نادیده و مقدس است.

درس اصلی برای ما: هر برکت، نماد، ساختمان یا ابزاری که خدا در زندگی ما، کلیسا یا جامعه قرار می‌دهد، تنها یک «وسيله» برای هدایت ما به سوی اوست. هرگاه وسیله جای هدف را بگیرد و ما به جای صاحب برکت، به خودِ برکت متکی شویم، آن وسیله برای ما تبدیل به یک «نِحُشتان» (تکه‌ای برنز بی‌ارزش) شده است که باید در افکار و ایمان خود آن را در هم بشکنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *